خرید بک لینک

درباره سایت

چرا میای وبلاگم؟

امکانات وب

هیچ جا خونه ی خود آدم نمیشه :D بالاخره خونم از تحت تصرف دو زوج پرو در اومد :| چرا واسه جووناسخت میگیرن اخه :D صبح ساعت 6 داداش رفیقم اومده کلید خونه رو تحویلش دادم و رفتم سرکار..جالبه نامزدش اومده بود

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:44

مرد باید شکم داشته باشه .. رو سینش مو داشته باشه .. ته ریش داشته باشه :Dباید همیشه گشنه باشه ..پای غذا خوردن باشه :|قدش از خانومش بلند باشه :D پایه ی تفریح و مسافرت و کلا پایه باشه :|ملاکای جذابیت ای

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:44

درسته سینگلم ولی خوبیش اینه یه رفیق دارم که هر چند وقت یه بار دیونه بازیش میگیره و با اسمس وپیامای عاشقانه گوشیم رو پر می کنه :| امروز از صبح ده دوازده تا اسمس از متی حذف کردم ..هر کیندونه فکر می کنه

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:44

این اسامی زیبایی که می بینین .. تانیا .. آدلین .. الیسا ..آنابل ..امیلی ..جنیفر ..لیدی .. لونا .. نارینا ..نیلا .. پاپی .. پرنسس ..تالیا .. سوفی .. و حتی نیکا .. نیکی :|| و خیلی اسامی دیگه اگه واسه بچ

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 18:44

امروز خیلی اتفاقی یکی از همکلاسیای دبیرستانم رو دیدم ..رابطمون باهم ادامه داشت تا وقتی که با پدرمادرش که در اصل میشدن عمو و زن عموش رفتن مالزی ..تا 12 سالگی نمی دونست پدر مادر واقعیشکین ! که بعد یه دع

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:31

از مزیت های سینگل بودنم اینه که هر وقت و هر لحظه که دلم می خواد می خوابم :D بیدار میشم :|بیرون می رم ..بیرون نمی رم :| با دوستامم .. اینورم ..اونورم :D از هفت مملکت هم آزادم ..این از همهمهمتره .. از

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:31

بعضی از آدما میان تو زندگیت که اهلیت کنن ..این جمله رو شاید شنیدین ! همون آدمایی که میان تا بهتنشون بدن چقدر تورو می فهمن . .نشون بدن مثل نیمه ی گمشده ات هستن ..همونایی که وقتی می رندیگه هیچ کس شبیه ا

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:31

با یه روز جهانی دیگه اومدم :| روز جهانی سینگلا, :D روز هر چی سینگل واقعیه مبارک, ..سینگل واقعی اونایی که مثل خودم تنهان .. هم مجردن هم با هیچ کسی نیستن :|یه بدبختیم که دارن اینه هر کی می بینتشون فکر می

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:31

یادم نمیاد تا حالا موقع تولدم, آرزو کرده باشم .. حتی وقتایی که واسم تولد میگیرن و می گن تو دلت ارزوکن و بعد شمعارو فوت کن :| خیلی وقتا میگفتم خب آرزویی ندارم .. ولی تو دلم همیشه به بودن پدر ومادرم و خو

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:31

:) و من هنوز حیران و هنگم .. عجب روز تولدی شد ..

واسه مقدمه هیچی ندارم بگم .. رمز همون دیشبیه که دادم بهتون ...

اوناییم که ندارن آدرس بذارن بفرستم ..

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:31

بالاخره بعد از چند سال مادرم رو راضی کردم موتور بخرم :D قرارشو هم از خیلی وقت پیشا گذاشته کهباهاش فقط درون شهری برم :| خارج شهر و مثلا شمال با بچه ها هم نرم :D دیشب که بالاخره موافقتنهاییش رو اعلام کر

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:31

بعد مدتها با بچه ها رفتیم کوه نوردی سمت کلکچال .. ملت ساعت 5 پامیشن می رن کوه و ساعتای 8میان پایین و دوش و صبونه .. ما ساعت 7 پاشدیم تا بچه هارو جمع کنیم و برداریم ببریم شد 9 :| قرار بودلباس کوه نوردی

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:31

تا من تصمیم گرفتم و از هفت خان رستم گذشتم که موتور بخرم.. ایران رفت رو هوا :| و بعد بخاطر یه سریمسائل و دل نگرانی های جدید مادرم قضیه موتور خریدنم هم تا اطلاع ثانوی رفت رو هوا :| خیلی از مسائلقاطی پات

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:31

همیشه واسم سوال بود ..داستان این که زن و شوهر می گن نمی خواستیم :| یهو از دستمون در رفتچیه ؟؟ :D تا این که همین اتفاق واسه یکی از بچه های خودمون افتاد .. و موضوع رو کاملا واسمون بازکردو خدا خیرش بده

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:31

صفحه بندی